مؤلف مجهول

135

تاريخ سيستان

بايد داد ، مردمان گفتند زشت آيد كه ما كسى را [ كه امير بودست ] اسير كنيم و فرا دست دشمن دهيم ، ما اين نكنيم و حرب كنيم ، آخر بر آن جمله [ 1 ] . . . كه هزار هزار درم فدا . . . [ 1 ] هيثم بن عبد الله و گروه او مالك را دادند و او را در ضمان سلامت بشام فرستادند و درهاء قصبه و حصار باز كردند ، تا مالك بن الهيثم از جهت بو مسلم به شهر اندر آمد . برخاستن بو مسلم عبد الرحمن بن [ مسلم ] صاحب الدّعوة روز دوشنبه ماه رمضان سنهء احدى و ثلثين و مائه و كشتن مروان بن محمد روز پنج شنبه شش روز مانده از ذى الحجة سنهء احدى و ثلثين و مايه ، عامر بن اسماعيل كشت او را بدمشق [ 2 ] ، ولايت او چهار سال و ده ماه بود ، پادشاهى بنى اميه برو اندر گذشت ، و بو مسلم بعراق آمد و بو العباس [ ر ] ا و برادران او را از مدينه با همه اهل بيت او بكوفه آورد و او را بيعت كرد و او اوّل خليفتى بود از ولد عباس عبد المطلب .

--> [ 1 ] در اصل متن اين جايها سفيد است و ظاهرا جمله‌اى شبيه به ( نهادند - صلح افتاد - مصالحت رفت و غيره ) از قسمت اول نا نوشته مانده است و در قسمت ثانى مطلب كسر ندارد . يعقوبى در اين مورد چنين مينويسد . « فوجه ابو مسلم مالك بن الهيثم الخزاعى الى سجستان فقال يا اهل سجستان الحرب بيننا و بينكم حتى تدفعوا الينا من قبلكم من اهل الشام فقالوا نفتديهم ففدوهم بالف الف و اخرجوه اهل - الشام من سجستان . . . » و ظاهرا هاء اخرجوه زايد و صحيح « و اخرجوا اهل الشام » باشد و در اين صورت عين روايت تاريخ سيستان است جز اينكه يعقوبى ذكرى از هيثم بن عبد الله نكرده است ( كتاب البلدان يعقوبى ص 285 ) . [ 2 ] مروان بن محمد در دمشق كشته نشد و باتفاق مورخين در مصر كشته شده است ، طبرى گويد در عين الشمس كشته شد و كامل گويد در موضع معروف به ( بوصير ) در كنيسه بقتل رسيد و قاتل وى معلوم نشد و سرش را انار فروشى از مردم كوفه جدا كرد و عامر بن اسماعيل المذحجى از وى گرفت و اين عامر قائد جماعتى بود كه شبانه بر سر مروان هجوم برده و او را كشتند و قتل او دو شب باقى مانده از ماه ذى الحجه 132 واقع شد ( كامل ج 5 ص 159 - 160 ) و مسعودى گويد شب يك شنبه سه روز به آخر ذى الحجه مانده همان سال در بوصير كشته شد ( مروج الذهب ج 2 ص 140 چاپ مصر )